|
عکس های خودم
|

لینک دانلود



(موسیقی کلاسیک)
وقتی به واژه موسیقی فکر می کنیم٬اولین سٶالی که در ذهنمان نقش میبندد این است که موسیقی چیست؟
با کمی تٲمل در این خصوص متوجه می شویم که موسیقی در مقوله هنر می گنجد و هنر وسیله ای است معنوی که هنرمند می کوشد احساسات و درونیات خود را از طیگران انتقال دهد.اما هر چیزی که نام هنر به آن اطلاق می گردد٬خود نیاز به یک وسیله و عنصر اولیه دارد.مثلا در هنر نقاشی٬خطوط و رنگ ها ماده اولیه محریق آن به دسوب می شوند.در هنر موسیقی عنصر اصلی صدا است.بنابراین در اینجا می توانیم تعریفی کوتاه اما جامع از موسیقی بیان کنیم:موسیقی هنر بیان احساسات و عواطف به وسیله صدا می باشد.
(واژه موسیقی)
موسیقی (Music) از کلمه یونانی موزه (Muse) گرفته شده است. (Muse) نام یکی از نه الهه ای است که طبق اعتقادات یونانیان باستان حافظ شعر و هنر بوده اند.در زبان عربی این واژه از ترکیب دو کلمه ((موسی)) و ((قی)) بوجود آمده است که ((موسی)) به معنی نغمه و ((قی)) به معنای ((لذت بخش)) می باشد.کلمه موسیقی در ایران از قرن سوم هجری به بعد رایج شده است.
تاریخ موسیقی کلاسیک
(موسیقی در دوران باستان)
اولین نشانه های موسیقی را ٢٧٠٠ سال قبل از میلاد در بین النهرین در نقش برجسته ای موبوط به سومریها به صورت نوازنده ای در حال نواختن چنگ می توان مشاهده کرد.در مصر باستان نوعی موسیقی در رابطه با معابد و پرستش خدایان وجود داشته٬ این نوع موسیقی به صورت سرودهایی توسط فرعون ادا می شد و دیگران تکرار می کردند.نخستین ملتی که موسیقی را از نظر علمی مطالعه کردند و تئوری موسیقی نوشتند یونانیهای باستان بودند که از قرن هشتم ق.م شعر و موسیقی را تواماً در تالارهای مدوری به نام "اُُدئون" یا در معبد خدایان به نام "پانتئون" اجرا می کردند٬ آنها برای موسیقی وهنرهای زیبا رب النوعی به نام "آپولون" قائل بودند که ٩ فرشته که آنها را موز Moze می گفتند وی را همکاری میکرند و کلمۀ موزیک از این نام مشتق شده است. یونانیهای این زمان گامی را مورد استفاده قرار می دادند که از پنج درجه تشکیل شده بود. مهمترین ساز مورد استفادۀ آنها چنگ یا لیر بود که در این زمان از چهار سیم تشکیل شده بود و یک قرن بعد به ٧ سیم افزایش پیدا کرد و متعاقب آن ٧ درجه اصلی گام امروزی به وجود آمد.
سازشناسی

(عود)
عود بم ترین ساز بین سازهای زهی مضرابی است و دارای اسامی مختلف است مانند: بربط – رود – لوت. عود از نظر تاریخی سابقۀ قدیمی دارد و ساز بسیار مهمی بوده است. به طوری که اکثر موسیقی شناسان مانند فارابی و ابن سینا در کتابهای خود چگونگی ساختمان و حالات صدا و طرز نواختن و پرده بندی آنرا شرح داده اند.ابن یونس ریاضی دان عرب در هزار سال قبل دربارۀ اوصاف عود کتابی نوشته است.در طول تاریخ چهار نوع عود معمول بوده است:
1- عود فارسی 2- عود ترکی 3- عود عربی 4- عود اروپایی
که هر کدام با هم مختصر تفاوتی دارد.در اروپا قبا از اختراع پیانو و ویلن٬ساز عود مورد توجه موسیقی دانان قرار داشت و آهنگهای زیادی به فرم سوئیت ٬ مادریگال و غیره برای عود ساخته شده است.جعبۀ طنین ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل است.(مانند گلابی که از میان دو نیم کرده باشند). جنس آن از چوب و با دقت و ظرافت خاصی ساخته می شود.روی جعبۀ طنین (شکم ساز) را مشبک به فرم منبت کاری در می آورند و بدین جهت برای نامیدن این ساز کلمۀ عود را که به معنی چوب است مصطلح کرده اند.عود دارای ٥ جفت سیم است که به فاصلۀ چهارم از همدیگر کوک میشوند. به جز سیمهای واخوان با انگشت گذاری روی هر جفت سیم می توان صدای زیادی تولید کرد.
(سنتور)

سنتور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است. فرهنگ دهخدا سنتور را اینگونه بازشناخت کرده است: « از سازهای ایرانی به شکل ذوزنقه که دارای سیمهای بسیاری است و با دو مضراب چوبی نواخته میشود.»
سنتور بر پایهٔ بررسیها و پژوهشها یکی از کهنترین سازهای گستره ایران به شمار میرود. کهنترین نشا نه ای که از این ساز بر جا مانده، از سنگتراشیهای آشور و بابلیان (۵۵۹پیش از میلاد) است. در این سنگتراشیها، صف تشریفاتی که به بزرگ داشت آشور بانیپال بر پا شده تراشیده گردیده و سازی که همانندی زیادی به سنتور دستوروزی دارد، در میان آن صف دیده میشود.
ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (مرگ به سال ۳۴۶ ه.ق) گذشته نگار نامدار و نویسنده نسک مروجالذهبساسانیان، هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیقی ساسانی، واژه سنتور (سنطور) را ذکر میکند. در کتب کهن و تألیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام سنتور چند بار ذکر شدهاست. در شرح اوضاع موسیقی در زمان
عبدالقادر مراغهای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور دستوروزی بود با این تفاوت که برای هر آواتنها یک تار میبستند و با جابجا کردن خرکها، آن را کوک میکردند.
نام سنتور در سرودهها منوچهری نیز آمدهاست:
| کبک ناقوسزن و شارک سنتورزَن است | فاخته نایزَن و بربت شده تنبور زنان |
سنتور، سازی کاملاً ایرانی است که برخی ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت میدهند که مانند بربت، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج بردهشد.
برخی پژوهشگران بر این باورند که سنتور در زمانهای بسیار دور از ایران به دیگر کشورهای آسیایی رفتهاست، چنان که امروزه گونههای مشابه این ساز در عراق، ترکیه، سوریه، مصر، پاکستان، هند، تاجیکستان، چین، ویتنام، کره، اوکراین و دیگر کشورهای آسیای میانه و نیز در یونان نواخته میشود.
بر پایهٔ اسناد و مدارک، نگارگریها و مینیاتورهای سدههای پیش، آنچه که ما دستوروزه به نام سنتور در اختیار داریم در واقع سنتوری است که از نزدیک به یکصد و پنجاه سال پیش (زمان قاجار) با شکل و شمایل کنونی خود در اختیار هنرمندان این مرز و بوم قرار دارد. چنان که سنتورهای محمدصادق خان (که نخستین نمونه صوتی ساز سنتور به جا مانده از دوران قاجار متعلق به وی میباشد)، حبیب سماع حضور و حبیب سماعی، در ابعاد، شمار خرک و چگونگی ساخت، بسیار نزدیک به سنتور دستوروزی است.
بررسی دیرینه گردش و تحول ساز سنتور نشان میدهد که این ساز طیف گستردهای از سبکها و مکاتب گوناگون را در سدهٔ کنونی به خود اختصاص داده، به گونهای که پس از یک بررسی اجمالی، میتوان اذعان داشت حداقل ۱۵ سبک و مکتب گوناگون و فعال در این عرصه شهره ویژه و عاماند.
تگونه و جوراجوری چشمگیر مکاتب و سبکها انگیزه تگونه در آوادهی ساز، تکنیک نوازندگی و چگونگی آهنگسازی و نغمهپردازی در سطوح گوناگون بودهاست.
سنتور، یا آنچنان که استاد ابوالحسن خان صبا گاه مینوشت: سنطور، در سالهای پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. شمار کمی سنتور مینواختند و شمار کمتری نیز سنتور میساختند و میآموختند.
با پشتگرمی به سالگذشت آثار پیدا شده گمان این است که این ساز از کلکرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای گوناگونی پیدا کردهاست. سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نامهای گوناگون در شرق و باختر جهان وجود دارد. این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلایها، در آلمان و اتریش مک پر، در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در آمریکا زیتر مینامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند. ساز سنتور در شماری از کشورها مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست. همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود ۳۶۰ سیم دارند.
این ساز از جعبهای ذوزنقهای شکل تشکیل شده که لبهها آن بنامند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلعپیشی و دور از نوازنده و دو ضلع کناری با طول برابر که دو ضلعپیشی را به طور مورب قطع میکند. ارتفاع سطوح کناری ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.
جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً ۹تایی)خرکپشت خرک» مینامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم همکوک گذر میکند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده میشود. گوشیها در سطح کناری راست کنار گذاشته شدهاند. سیمهای سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) بخش میشوند. دسته سیمهای سفید بر روی خرکهای ردیف چپ و سیمهای زرد بر روی خرکهای ردیف راست به تناوب قرار گرفتهاند. طول بخش جلوی خرک در سیمهای سفید دو برابر طول آن در بخش پشت خرک است و میتوان در پشت خرک نیز از سیمهای سفید استفاده کرد (آوای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به آوای بخش جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بمتر از سیم سفید بی درنگ پس از آن آوا میدهد. چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله میان هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «
ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته میشد و سنتور ۱۲ خرکی نامیده میشد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک نیز ساخته میشود. سنتور ۹ خرک رایجترین گونه سنتور است که پر استفاده ترین نوع آن سنتور «سُل کوک» است و نتهای ردیف بر اساس آن نوشته شدهاند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیمها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک میشوند و برای اجرای گروهی و ارکستر باره است.
به خواست تکمیل فواصل کروماتیک میان اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو گونه سنتور با شمار زیادتر خرک ساخته شدهاند. سنتور کروماتیک با همان میدان آوای سنتور معمولی ولی دارای خرکها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان آوای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بمتر از سنتور کروماتیک است و گسترش آن سه اکتاو و نیم است. در دو گونه سنتور کروماتیک، هر صوت بدست سه رشته سیم همکوک حاصل میشود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کردهاست. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفادههای همنوازی میشود.
نوازندگی سنتور با دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته میشود، انجام میشود. مضراب ها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیشتر به مضراب ها نمد میچسبانند که باعث نرمتر شدن و کم زنگ تر شدن آوای سنتور میشود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضراب ها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضراب ها که بیشتر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا میشود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دستها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با آزمون فراوان بدست میآید.
سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، میتواند با آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تکنوازی و همنوازی را دارا میباشد.
برابر نیمهٔ زندگانی آزمون سنتورنوازان، به کوک کردن آن میگذرد. چون کوبههای مداوم مضراب روی سیمها و تاثیر گذاری نم و گرما روی چوب و سیمها کوک را به هم میزند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته میشود که همراه با زیبایی، بسیاری از پیامدهای پزشکی میتواند روی آوا و کوک آن تاثیر بگذارد و حتی نوازندههای کارکشته را برای یک کوک دلخواه ناکام میگذارد.
(شادمهر عقیلی)

نام : شادمهر
نام خانوادگی : عقیلی
محل تولد : تهران
آثار :
بهار من
مسافر
دهاتی
نغمه های مشرقی
پرپرواز
آدم و حوا
خیالی نیست
آدم فروش
پاپ کرن سبب
هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشیدی در شهر تهران ( خیابان هاشمی ) متولد شد . خودش دوران بچگیش را اینگونه توصیف می کند : " از بچگی به آلات موسیقی علاقه داشتم و به سمت آنها می رفتم . در کودکی با پیانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ویلن می زدم . ویلن را به عنوان ساز اصلی ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختی است . "شادمهر پس از اتمام تحصیلات موسیقیایی خود در هنرستان ملی و پس از آن چندین سال کار نوازندگی برای خوانندگان دیگر تصمیم گرفت تا شانس خود را برای خواننده شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضای کار برای موسیقی پاپ این فرصت محیا شد تا شادمهر و چند خواننده دیگر به واحد موسیقی صدا و سیما رفته و تست خوانندگی بدهند .اولین کار شادمهر با صدای خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها ازتلویزیون پخش شد . کارهای دیگر شادمهر که در ایران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد شکن بودند .و بالاخره شادمهر پس از بی مهری های فراوان از سوی وزارت ارشاد و شورای موسیقی و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنین ممنوع الصدا و تصویر شدن علی رقم میل باطنی اش تصمیم به ترک وطن گرفت تا ادامه ی زندگی موسیقیایی خود را در آنسوی آبها تجربه کند .به همین منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ی فعالیت های هنری خود را دنبال کند . ماحصل چهار سال اقامت در کانادا سه آلبوم خیالی نیست , آدم فروش , پاپ کرن , سبب است که با استقبال بی نظیر ایرانیان در داخل ایران و سراسر جهان مواجه شد .هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقیت های چشم گیری نایل امده و برای بیشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازی - تنظیم و نوازندگی می کند و کنسرت هایی درشهرهای مختلف جهان با هنرنمایی او برگزار می شود . همچنین شادمهر هیچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش "دوری و دوستی" را در پیش گرفته که تا به حال هم باعث پیشرفت رو به جلو برای وی بوده است . با آرزوی موفقیت روزافزون برای شادمهر عقیلی ستاره ی موسیقی پاپ ایران...
چنانکه خود در خاطراتش از ایام کودکی بیان کرده، 5 ساله بود که در خلوت کودکانهاش آواز میخواند

بهمن1326 به کلاس اول میرود و یک سال بعد به آموزش تلاوت قرآنکریم نزد پدر میپردازد. در 9 سالگی تلاوت قرآن را آغاز میکند و یک سال بعد این کار را در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها ادامه میدهد.
در سال 1331 برای نخستین بار صدایش از رادیو خراسان پخش میشود. سال 1332 وی عنوان شاگرد ممتاز را در بین دانش آموزان مشهدی از آن خود میکند و سپس در دبیرستان شاهرضا تحصیلات خود را پی میگیرد. همزمان در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد هم حضور مییابد و در سال 1334 موفق میشود به تیم دانش آموزی استان راه یابد.
شجریان در سال 1336 به دانشسرای مقدماتی در مشهد میرود و از همین سال است که برای نخستین بار با یک معلم موسیقی به نام جوان آشنا میشود. پی گیری جدی کار آواز سبب میشود تا در سال 1338 وی به اجرای آوازهایی بدون ساز ونیز قرائت قرآن برای رادیو خراسان بپردازد. یک سال بعد شجریان دیپلم دانشسرای عالی را میگیرد و به استخدام آموزش و پرورش در میآید و همزمان به تدریس در دبستان خواجه نظامالملک بخش رادکان می پردازد و نیز با سنتور آشنا میشود.
آشنایی با سنتور این اشتیاق را در وی شدت میبخشد که با نت و فراگیری سنتور نزد آقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور تجربههای خود درموسیقی را گسترش دهد.
شجریان در همین سال (1340) با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان ازدواج میکند و مرداد ماه جشن عروسی میگیرند که حاصل این ازدواج آغاز یک زندگی سی ساله و سه دختر ویک پسر( همایون) است.
در سال 1342 وی از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان منتقل میشود و در همین سال فرزند اول وی (راحله) متولد و نیز وی موفق میشود که اولین سنتور خود را با چوب توت بسازد.
در سال 1344دختر دوم (افسانه) در مشهد به دنیا میآید که بعدها به همسری پرویز مشکاتیان در میآید.

بعد از چند سال تدریس و مدیری دبستانهای مشهد آذر ماه 1346 شجریان به تهران منتقل میشود و از همان بدو ورود با استاد احمد عبادی (نوازنده و نواساز نامی سهتار) آشنا میشود وهمزمان به همکاری با رادیو ایران میپردازد و در کنار آن به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری میرود. اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه در رادیو ایران که با عنوان "برگ سبز شماره ی 216" در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد از دیگر فعالیتهای شجریان در این سال بود.
کار در رادیو با نام مستعار "سیاوش بیدکانی" تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش از جمله تلاشهای شجریان در مسیر زندگی هنریاش به شمار میرفت.
در سال 1347 از آموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی انتقال می یابد و همزمان به کلاس خوشنویسی استاد حسن میرخانی میرود.
دختر سوم وی مژگان در 27 اردیبهشت درتهران متولد میشود و در همین سالهاست که وی برنامههایی با استاد احمد عبادی، لطف الله مجد، اجرا میکند.
در سال 1349 همکاری خود با با برنامههای تلویزیون ملی ایران را آغاز میکند و همزمان به دریافت خوشنویس ممتاز نایل میشود.
در سال 1350 با استاد فرامرز پایور آشنا میشود. به مشق سنتور و اموزش ردیف اوازی صبا نزد ایشان میپردازد. در همین سال است که وی افتخار آشنایی با شاعر گرانمایه هوشنگ ابتهاج سایه را پیدا میکند و به همکاری با برنامه گلهای تازه رادیو میپردازد.
در سال 1351 شجریان ضمن همکاری در برنامه گلها با استاد نور علی خان برومند آشنا میشود و به آموزش سبک وشیوه آوازی طاهر زاده نزد وی مشغول میشود. آشنایی با استاد دوامی و نیز آموختن ردیفهای آوازی از دیگر توفیقات شجریان دراین سال بود.
در سال 1352 وی به اتفاق گروهی از هنر مندان چون محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگفر، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون، داود گنجهای و مقدسی و حدادی و دیگران هنرمندان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستی استاد داریوش صفوت بنا میگذارند.
در سال 1354 همایون متولد میشود و از همان سال اجرای وی برای کشور های خارجی هم آغاز میشود.
1355: شرکت در جشنواره توس (نیشابور) با فرامرز پایور، سایه، حسن ناهید،
رحمت الله بدیعی، محمد اسماعیلی، عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف. حضور در
برنامه جشن هنر حافظیه شیراز با محمدرضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه
راست پنجگاه. در همین سال وی به همراه ابتهاج سایه و برخی دیگر از
هنرمندان از رادیو کناره گیری میکنند.
در سال 1356 شرکت دل آواز را تاسیس و نیز در سال 1357 در مسابقات تلاوت قرآن سراسر کشور به مقام نخست میرسد.
در سال 1358 با غلامرضا دادبه آشنا میشود و سپس آلبومهای مختلفی را با گروه پایور و نیز آلبومهای دیگری را با گروه شیدا و عارف کار میکند.
در فاصله سالهای دهه شصت شجریان همکاری گستردهای را با پرویز مشکاتیان آغاز میکند که حاصل آن آلبومهای ماهور، بیداد، نوا، دستان و .. است. در همین سالها وی به اتفاق گروه عارف کنسرتهایی را در خارج از ایران اجرا میکند.
از سال 68 وی با گروه پیرنیاکان و عندلیبی به اجرا کنسرت در آمریکا و اروپا میپردازند. این گروه در سال بعد و به دلیل زلزله رودبار کنسرتهایی را در جمع آوری کمک مردم دنیا دراروپا و آمریکا اجرا میکنند.
در سال 71 پس از ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری به اجرای کنسرتهای مرحله دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان، جمشید عندلیبی و همایون شجریان (اگوست تا نوامبر) می پردازد. انتشار آلبوم یاد ایام، آسمان عشق و نیز دلشدگان حاصل این سالها است.
در سال 1374 وی کنسرتهایی در شهرهای اصفهان، شیراز، ساری، کرمان و
سنندج را برگزار میکند و در همین سال آلبوم چشمه نوش (با محمد رضا
لطفی) گنبد مینا، جان عشاق، مدتی بعد در خیال را با همکاری مجید درخشانی
منتشر میکند.
در سال 76 فرزند دیگر شجریان به نام رایان از همسر دوم
متولد می شود و یک سال بعد وی آلبوم شب؛ سکوت، کویر را با آهنگسازی کیهان
کلهر منتشر میکند.
شجریان در سال 78 جایزه افتخاری یونسکو را دریافت میکند (جایزه پیکاسو) و کتاب راز مانا نیز از وی درسال 79 منتشر میشود.
از یکی دو سال بعد وی به اتقاق کیهان کلهر و حسین علیزاده و همایون شجریان کنسرتهایی را در اروپا و آمریکا اجرا میکنند که حاصل ان آلبومهای نوا، داد و بیداد، زمستان است.
شجریان به اتقاق علیزاده و کلهر و فرزندش در زمستان سال 1383 به مناسبت زلزله بم کنسرتی را درتهران برپا میکنند و همزمان اعلام میکنند که قصد دارند مجتمعی را به نام باغ هنر بم بسازند که دی وی دی همنوا بابم حاصل چنین اندیشهای است.
شجریان پس از آن در سال 84 نیز کنسرتی دیگر با علیزاده و کلهر و همایون درتالار کشور برگزار میکند. وی هم اینک با گروه آوا کنسرتهایی را در داخل و خارج از ایران اجرا میکند.
